امام جعفر صادق علیه السلام : اگر اندازۀ كفايت ، بی‌نيازت كند ، كمترين چيز دنيا بی‌نيازت كند و اگر اندازۀ كفايت بی‌نيازت نكند ، هر چه در دنيا هست بی‌نيازت نكند . (اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۲۰۹)
از زبان خود ۱

اللّهم اهدِنِِي لِما تُحِبُ و وفِّقنِى لِما تَرضَي

معمولاً هركس تصميم گرفت شرح حال دیگری را بنويسد، به واسطه يكى از اين سه جهت مبتلا به اغراق گويى و زياده روى در مدح يا ذم می‌شود: يا حبّاً يا بّغضاً يا جهلاً؛ زيرا از باب حُبُکَ الشَّيئىَ يُعْمِى وَ يُصِّم، محبّت انسان را وادار مى‌کند كه معايب دوست را ناديده گرفته و محاسن او را بيش از آنچه هست بنويسد. بغض هم بر عكس حبّ، تا می‌تواند معايب را هر اندازه هست چندين برابر شرح و بسط داده و اگر محاسنى باشد آن را ناديده گرفته و يا انكار مى‌نمايد. گاهی هم شايد نويسنده حبّ يا بغضى نداشته باشد؛ ولی از حالات فردی که می‌خواهد دربارۀ او بنویسد اطلاع دقیقی ندارد؛ بلكه آنچه را درباره حالات و رفتار و زندگى او مينويسد، از زبان يا قلم ديگران كسب كرده و راست يا دروغ، آنچه را ديده يا شنيده، مى‌نويسد. ولى من مى‌خواهم حالات خودم را بنويسم. گفتيم كسی كه بخواهد حالات دوستش را بنويسد محبت وادارش می‌کند كه معايب دوست را ناديده گرفته و محاسن او را بر حسب ميلش بنويسد؛ و البته پرواضح است كه هر كس خودش را بيشتر از ديگران و از هر دوستى دوست‌تر می‌دارد. بنده هم از اين قاعدۀ «خود دوستى» مستثنا نيستم و قطعاً خودم را از ديگران بيشتر دوست دارم، با اين وصف چگونه ممكن است كه معايب و محاسن خود را بدون كم و زياد بنويسم؟

عرض مى‌كنم: خداوندا من مى‌خواهم خودم را از زبان خودم به افرادی كه از نسل‌هاى بعد در دنيا زندگی می‌کنند، بدون انحراف از واقعيّت معرفى نمايم. اگر عمداً عيبى را كه از طرف شارع مقدس مأذونم به ذكر آن، ذكر نکنم و يا حسنى را خلاف واقع ذكر کنم، خداوندا اين خلاف واقع گویی را بر قاموس جرائمم بيفزا؛ و اگر توفيق پيدا كردم و توانستم خودم را آن طورى كه هستم معرفى نمايم -كه منظور از تحرير اين سطور هم همين است كه معرفى خود را به ديگران كه مرا از خودم بهتر نمی‌شناسند محول نكرده باشم- قطعاً اين توفيق عدم انحراف از واقعيت هم از الطاف خفيّه الهى است.

حقير احمد تقوى مقدّم فرزند مرحوم «آقا مير علی صفدر»… [۱]

 

 


 

[۱] متن فوق طلیعه‌ای از مجموعه‌ای به نام «از زبان خود» است که به قلم معظم له در بیان حالات و روحیات خود نگاشته است و در آینده نکات بیشتری از آن در همین بخش منتشر خواهد شد.

  1. محسن گفت:

    به نام خدايى كه در اين نزديكيست،،،سلام و درودم نثار يك عمر سادگى و با مردم بودن ،سلام وتهيت بر آمير احمد تقوى كه بهترين سعادت هر جوان قوم لر ملاقات با ايشان است ……..
    از خداوند بزرگ توفيق و طول عمر براي این بزگوار آرزومندم.

استفادﮦ مطالب با ذکر منبع بلامانع است